راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

فروشگاه روانشناسی

دانلود لیست نرم افزارهای وب سایت روانشناسی امین

عضويت در كانال تلگرام وب سايت روانشناسي امين

راهنمای خرید نرم افزار

راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

پشتیبانی

امین عزیزی
Telephone number of امین عزیزی 09175382824

جستجو

فیس بوکفروشگاه فروشگاه RSS

حاضرین در سایت

ما 22 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تحلیل روانشناختی حکایت نمایشی شیخ صنعان بر اساس آزمون اندریافت موضوع (TAT)

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 29 بهمن 1392 11:18

تحلیل روانشناختی حکایت نمایشی شیخ صنعان بر اساس آزمون اندریافت موضوع (TAT)

تحلیل روانشناختی حکایت نمایشی شیخ صنعان بر اساس آزمون اندریافت موضوع (TAT)

سمیه خسروی خراشاد[1]،  دکترعلیرضا عابدین[2]، دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی[3]، دکتر نادر منیرپور[4]

طولانی‌ترین قصه‌ای که در منظومۀ ادبی-هنریِ منطق‌الطیرِ شیخ فریدالدین عطار نیشابوری سروده شده است، حکایتِ تراژیکِ شیخ صنعان است. این حکایت مشتمل بر چهارصد و هفده بیت است. در این داستان، شیخِ عابدی که پنجاه سال با مریدان خویش، در حرم معتکف است، در رؤیا از راه دشوارِ سفر به روم، آگاه می‌شود. در روم، عاشق دختری ترسا شده و توشۀ عبادت پنجاه‌ ساله را کنار نهاده و تن به فرمایشات دختر می‌دهد. مریدانِ شیخ برای برگرداندن وی به تعادل اولیه تلاش می‌کنند، اما بهره‌ای نمی‌برند.‌ نهایتاً شیخ توسط دعای مریدان و به وسیلۀ مریدی آگاه، از قید و بند عشق رها شده و به دین بر می‌گردد. ساختمایه‌های نمایشی[5] حکایت با استفاده از آزمون اندریافت موضوع (TAT) و با روش‌های تحلیلی‌توصیفی[6] مورد ارزیابی روانشناختی قرار می‌گیرد. برای شناخت حکایتِ شیخ صنعان ابتدا می‌بایست، قهرمان ‌و انگیزه‌هایش، شخصیت‌های پیش برنده و مؤثر، نیروهای بازدارنده و چگونگی مواجهه قهرمان با مشکلات و نحوۀ گر‌ه‌گشایی را مورد ارزیابی قرار داد. استفاده از تحلیل روان‌شناختی بر اساس آزمون اندریافت موضوع TAT، علاوه بر دستیابی به این اهداف، شخصیت مؤلف را نیز بررسی می‌کند. با در نظر گرفتن عناصر موجود در آزمون اندریافت موضوع TAT، یافته‌های پژوهش در دو وجه صوری و محتوایی سنجیده می‌شود. در وجه صوری، می‌توان گفت که این حکایت از سه ساختار اصلی نظم، متن و روایت تشکیل شده است. مطالب بیشتر تمثیل‌گونه و نمادین بیان می‌شوند. در وجه محتواییِ حکایت شیخ صنعان، موضوع بنیادی که قهرمان در تعاملِ نیازها و فشارهایش با آن درگیر است، ارزیابی می‌گردد. وجه محتوایی دربردارندۀ عناصری است که عبارتند از:

 

1. قهرمان: شیخ صنعان. 2. احساسات و علایق: پیرمردی که عمر خویش را وقف خداوند نموده است، عاشق دخترِ ترسا می‌شود. عشقی که فراتر از هوس بوده و رشد و بزرگی را در بر دارد. عشق باعث به وجود آمدن التهاب درونی می‌شود. اضطرابِ قهرمان، افزایش می‌یابد. علاقۀ شیخ، وصال با دختر ترساست، این امر با اخلاقیات پنجاه‌ سالۀ شیخ در تعارض‌ قرار می‌گیرد. به همین سبب قهرمانِ داستان در ورطه‌ای از کشمکش و ستیزۀ درونی اسیر می‌شود.

3. درونمایه (تم): عشق که منجر به اتحاد می‌شود.

4. نتیجه‌گیری: شیخ صنعان به واسطۀ دعای مریدان بر فشارهای محیطی غلبه می‌کند. وی به بینشی دست پیدا می‌کند که بدان وسیله نیازها کم‌کم به حداقل رسیده و نهایتاً به بی‌نیازی می‌رسد. قهرمان رشد کرده و موفق می‌شود. حکایت پایانِ موفق دارد؛ این پیروزی نتیجۀ امیدواری در عین مصائبِ زیادِ آزمودنی است. آزمودنی در اینجا عطار نیشابوریست.

5. نیازها و فشارها: قهرمان در ابتدای داستان به دلیل نیاز به درک و پیشرفت، نیاز به تغییر و سفر را بیان می‌کند. در این مرحله قهرمان، تغییر را وظیفه و تکلیفی برای خویش به حساب می‌آورد. قهرمان در حین سفر، نیاز به پیوند جویی و مهرطلبی دارد، لیکن برای ارضای این نیازها، خود مختاری را در پیش می‌گیرد. طردشدنِ قهرمان باعث غم زدگی وی و به وجود آمدن محیطی نامأنوس می‌شود. او خواری و حقیر شدن را به جان خریده و در روند تغییر قرار می‌گیرد. در نقطۀ اوج و گره‌گشایی داستان شیخ صنعان از ملامت و سرزنش می‌گریزد، نیاز مهرطلبی را نیز در خویش احساس می‌کند و باز تغییر را در پیش می‌گیرد. او در عین از دست دادن و غم ناشی از تنهایی به بصیرت و آگاهی می‌رسد. عدم وجود فشار و بی‌نیازیِ قهرمان در پایان داستان، نتیجۀ بینش و بصیرت اوست.

شخصیت‌های پیش‌برنده در حکایت شیخ صنعان دختر ترسا و مریدان هستند. روند تغییراتی که شخصیت اصلی طی می‌کند، بواسطۀ تعارض‌ها و کشمکش‌هایی‌ست که وی با شخصیت‌های پیش‌برنده دارد. شاید بتوان گفت که دختر ترسا و مریدان، ابعاد شخصیتی خودِ شیخ صنعان هستند که تظاهر بیرونی پیدا کرده‌اند. عطار این تظاهر بیرونی را برای درک بیشتر مخاطب مهیا نموده است. به گونه‌ای عطار به ابعاد شخصیتیِ قهرمانِ داستان، عینیت بخشیده و آنها را مجهز به زبان آدمی کرده که سخنانشان را بگویند. تمِ حکایت، یعنی عشق و وصال معشوق هدف قهرمان است. در حالی که عدم وصال، خواستۀ مریدان است. اینجاست که نیازها و فشارهای شیخ صنعان، دختر ترسا و مریدان به میدان مبارزه کشیده می‌شوند.

نگاه عطار به عشق، از عشق زمینی شروع و به عشق آسمانی ختم می‌گردد. وی حقیقت عشق را در نابودی نیازهای زمینی می‌داند. نیازهایی که برای موجودیت و جسمیت باشد، فانیست‌. دیدگاه وی به نوعی والایش یافته و یادآور مکانیزم دفاعی تصعید است. بزرگی در بی‌نیازیست ولی نه از طریق سرکوبگری. بی‌نیازی منجر به رهاییست. چه بسا راوی در انتهای حکایت شیخ صنعان چنین می‌گوید:

قطره‌ای بود او درین بحرِ مجاز                سویِ دریای حقیقت رفت باز

جمله چون بادی زعالم می‌رویم              رفت او و ما همه هم می‌رویم

زین چنین افتد بسی در راهِ عشق           این کسی داند که هست آگاهِ عشق

این یقین از جان و دل باید شنید            نه به نَفسِ آب و گل باید شنید

(ابیات 1595-1597- 1600)

شیخ صنعان، با مسلط شدن بر نیازهایِ «نهاد» و کسب انرژی آن در جهت ساختِ «فرامنِ» و «منِ» قدرتمند به یک اتحاد در ابعادِ شخصیتی خود رسید. این اتحاد، استعاره‌ایست که عطار برای وحدتِ دسته‌جمعی انسان‌ها بیان کرد. نگاه او به جهان، نگاهی جمع‌گراست. متحد شدن سی ‌مرغ در سیمرغ که موضوع اصلیِ منطق‌الطیر است (ستاری، 1378) شاهدی بر این ادعاست. بر اساس این نظر، انسان‌ها در یک اتحادِ واقعی به بی‌نیازی می‌رسند؛ بتبع آن نیز دیگر از فشاری رنجیده و افسرده نمی‌شوند. جهان‌ بینی عطار به دنیا، رویکردی انسان‌گرایانه دارد.

شیخ صنعان، نمایشِ فردی خود درمانگر است. پنجاه سال توشۀ عبادت در ناهشیار شیخ نشست کرده، چه بسا نهیب آن در خواب زده می‌شود. الهامات و پیغام‌هایی، ناهشیارانه در خوابِ شیخ، دختر و مریدان آشکار می‌گردد ولی نباید فراموش کرد که اقدام آگاهانه بوده و در بیداریست. نیازهای «نهاد» آگاهانه مرگ را می‌پذیرند. «فرامن» هشیارانه پخته و بازسازی می‌شود. همانطور که مشاهده می‌شود، شیخ ناهشیار خود را هشیار کرد و بواسطۀ آن قدرتِ «من» را بالا برد. فروید اولین کسی بود که هدف اصلی خود را «هشیار کردن ناهشیار» می‌دانست (پروچاسکا، نورکراس، 1383). حال ملاحظه می‌شود که این نظریه بیشتر در قرن ششم هجری توسط عطار نیشابوری ارائه گردیده است. علاوه بر آن می‌توان دریافت که هرچه ایمان، وجدان و باورهای یک فرد از قدرت بالاتری برخوردار باشند، روند تبدیل نیازمندی به بی‌نیازی آگاهانه‌تر خواهد شد. این بدان معنی‌ست که بهتر است نیازهایِ «نهاد» و انرژیِ جنسی مانند حلقه‌ای در «فرامن» و تحت تسلط آن‌ باشد. در این صورت فرد در جامعه، فشار کمتری را متحمل می‌شود؛ زیرا با دید منطقی‌تری به دامنۀ نیازهایش می‌نگرد. هر چه در روالِ فرآیند زندگی، قدرت «فرامن» در جهت کاهش نیاز، افزایش یابد، دفاع‌ها از پختگی بالاتری برخوردار خواهند بود. ضمیر ناهشیار و رؤیاهای شخصی، همچون صنعان که از «فرامن» قویتری برخوردار بود، به یاریش شتافت. مکانیزم‌های دفاعی‌اش را بازسازی کرده و نهایتاً آستانۀ تحمل وی را در ضمیرِ هشیارش بالا برد و به شکل‌گیری یک «خودِ» والاتر منجر گشت.

 



[1] دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشگاه آزاد اسلامی

[2]  استادیار، دانشگاه شهید بهشتی

[3]  استاد، دانشگاه تهران

[4]  دانشگاه آزاد اسلامی

[5] dramatic elements

[6] Analytical and Descriptive Methods

روانشناسی بالینی مدیر سایت
نويسنده: Amin Azizi

اضافه کردن نظر